راه‌یابRahyabe
دربارهٔ ما

ما همان شرکتی هستیم که در میان می‌ایستد.

تمویل‌کننده‌ای با پول و شرکتی با گروه کاری به‌ندرت در یک اتاق‌اند، و تقریباً هرگز یک سابقه را نمی‌خوانند. ما میان آن دو می‌ایستیم و بخشی را بر دوش می‌گیریم که هیچ‌کدام برایش قرارداد نبسته‌اند.

ما کی هستیم

یک شرکت کمک مالی و قراردادها، با سکوی خودش

ما کارهای تمویل‌شده از سوی کمک‌کنندگان و تمویل خصوصی را در جاهایی مدیریت می‌کنیم که تمویل‌کننده به‌آسانی رفته نمی‌تواند. شرکت‌هایی را که کار را انجام می‌دهند تصدیق می‌کنیم، کار را به آن‌ها واگذار می‌کنیم، آنچه تحویل می‌شود می‌سنجیم، درخواست‌های بازپرداخت را آماده می‌کنیم، و به تمویل‌کننده به قالب خودش گزارش می‌دهیم.

سکو را از آن رو ساختیم که راه دیگر، پوشه‌ای از جدول‌ها بود و چهار روایت از یک حقیقت. این محصولی نیست که به دیگران بفروشیم. این شیوهٔ کار خود ماست، و هر دو طرف یک پروژه آن را دیده می‌توانند.

ما کوچک هستیم، خود به پیام‌های خود پاسخ می‌دهیم، و ترجیح می‌دهیم بگوییم برای کاری شرکت مناسبی نیستیم تا اینکه آن را بگیریم و بعداً این را بفهمیم.

کسانی که این کار را می‌کنند
دفتر
مأموریت

چرا وجود داریم

تا تمویل را به کسانی وصل کنیم که کار را انجام داده می‌توانند، و اسنادی را که میان آن دو ایستاده است بر دوش بگیریم — تا کار خوب بر بنیاد سند انتخاب شود، نه بر بنیاد اینکه چه کسی از پیش شناخته بوده است.

چشم‌انداز

به سوی چه می‌رویم

بازاری که در آن شرکتی در کابل بر بنیاد آنچه ساخته است رقابت کند، نه بر بنیاد آنکه با چه کسی آشنا شده؛ و تمویل‌کننده‌ای در هر جای جهان دقیقاً ببیند که پولش چه خریده است.

نام

راه‌یاب

Rah · yab

کسی که راه را می‌یابد

راه — مسیر. جاده، گذرگاه، راهی که از میان می‌گذرد.

یاب — یابنده، از یافتن. همان پسوندی که دری و پشتو هر دو بر کسی می‌گذارند که یافتن چیزی کارِ اوست.

روی هم: کسی که راه را می‌یابد. یک بلد. نه کسی که جاده از آنِ اوست و نه کسی که بر آن راه می‌رود — کسی که می‌داند از اینجا به آنجا چگونه می‌رسند، و همراه می‌رود.

آن را از این رو برگزیدیم که دقیقاً همان کار است. تمویل‌کننده می‌داند چه می‌خواهد ساخته شود و کشور را نمی‌شناسد. شرکت کشور را می‌شناسد و کار را دیده نمی‌تواند. هیچ‌کدام گم نشده‌اند و هیچ‌کدام به نجات نیاز ندارند. آنچه نیست، مسیر میان آن دو است، و کسی که پیش‌تر آن را رفته باشد.

این واژه‌ای است که هر دو زبان ما از پیش دارند. یک آمر کمک‌های مالی در کابل آن را بدون ترجمه می‌خواند، و قراردادی‌ای در هرات هم. نامی نمی‌خواستیم که در همان کشوری که در آن کار می‌کند نیاز به توضیح داشته باشد — و سپس برای دیگران دوباره توضیح داده شود.

در انگلیسی آن را Rahyabe می‌نویسیم، چون همان‌گونه گفته می‌شود.

به چه باور داریم

چهار چیز، و سکو از همین‌ها ساخته شده است

این‌ها ارزش‌هایی روی دیوار نیستند. هر یک قاعده‌ای است که نرم‌افزار واقعاً آن را اجرا می‌کند، و تنها همین‌گونه اصول ارزش نشر کردن دارد.

درخواستی بدون سند، یک نظر است

هر کسی گفته می‌تواند که کاری انجام شده است. درخواست وقتی پیش می‌رود که سندی به آن بسته باشد، در همان وقت گرفته‌شده، در برابر همان سنجشی که قرارداد اعلام کرده است. بدون آن، روایت کسی از رویدادهاست، و روایت پول نمی‌گیرد.

سندB-01

سابقه‌ای که کسی اصلاحش کرده نتواند، سابقه نیست

مردم اشتباه می‌کنند، و سیستمی که اشتباه را در خود جا داده نتواند به مردم می‌آموزد که آن را پنهان کنند. پس اصلاحات به‌عنوان اصلاح ثبت می‌شود — ثبتی تازه که می‌گوید چه را درست می‌کند و چرا، در حالی که اصل هنوز سر جای خود است. هیچ چیز بی‌صدا روی هم نوشته نمی‌شود.

اصلاحB-02

یک حقیقت برای هر دو طرف

تمویل‌کننده و شرکت یک سابقه را می‌خوانند، نه دو گزارشی که دربارهٔ یکدیگر نوشته‌اند. وقتی رقمی حرکت می‌کند، برای هر دو در یک لحظه حرکت می‌کند. آن‌گاه اختلاف بر سر کار است، نه بر سر اینکه جدول کدام‌یک درست است.

یک سابقهB-03

ما در برابر لست کوتاه پاسخگو هستیم

مزد ما از همان کار می‌آید، هر که آن را ببرد. این یک تضاد منافع است، و وانمود کردن به عکس آن، بخش ناصادقانه می‌بود. پس قاعده‌ای که با آن لست کوتاه ساخته می‌شود پیش از استفاده نوشته می‌شود و برای تمویل‌کننده دیده می‌شود — زیرا «ما بهترین سه را انتخاب کردیم» پاسخی نیست که کسی باید از ما بپذیرد.

قابل دفاعB-04

یک بازار، به‌شکل سوابقی که مدیر پر می‌کند بازار سوم به همین شکل افزوده می‌شود، بدون تغییر در کد

کجا کار می‌کنیم

امروز افغانستان و ایالات متحده. ساخته‌شده برای هر جا.

این دو جایی است که کار اکنون در آن است، و به‌عمد برگزیده شده‌اند: تقریباً هیچ چیز مشترک ندارند. واحد پولی جدا، هفتهٔ کاری جدا، قواعد مالیاتی جدا، اسناد جدا، رخصتی‌های جدا. سیستمی که هر دو را اداره می‌کند، سیستمی است که پنهانی یکی از آن دو را فرض نگرفته است.

سکو هیچ کشوری را در کد خود ندارد. بازار مجموعه‌ای از سوابق است — فیلدهایی که شرکت باید پاسخ دهد، اسنادی که باید داشته باشد، فهرست‌های غربالگری که اجرا می‌شود، واحدهای پولی، تقویم کاری، قواعد مالیاتی. مدیر آن‌ها را می‌سازد. افزودن بازار سوم یک روز تنظیمات است، نه یک نسخهٔ تازه.

هیچ‌یک از آن دو پیش‌فرض نیست، و هیچ‌یک استثنا نیست. این تصمیمی است که زود گرفتیم و از آن پس چند بار برای ما کار اضافه ساخته است، و از همین می‌دانیم که واقعی است.

یک گام بعدی

بیایید ببینیم شرکت مناسب هستیم یا نه

بگویید چه را تمویل می‌کنید، یا چه می‌سازید. ما روشن می‌گوییم که کمک کرده می‌توانیم یا نه — و اگر نتوانیم، در نخستین پاسخ می‌گوییم نه در جلسهٔ سوم.